ورود سینما به ایران
- Sep 20, 2020
- 5 min read
صدیقه محرابی
بشر در طول حیاتش همواره به دنبال راه هایی برای انتقال پیام بوده و با انواع رسانه های جمعی سر و کار داشته است. یکی از این رسانه های دیداری و شنیداری مهیج، سینما است. این پرده جادویی که با فناوری درآمیخته، هم جنبه سرگرمی دارد و هم حامل پیام های بسیاری برای مخاطبان است. پردهِ پرمخاطبی که هیچکس فکرش را نمی کرد یک روز تا این حد بتواند مرزها را درنوردیده و مخاطبان را از سراسر دنیا پای خود میخکوب کند. برادران "لومير"، در دسامبر ۱۸۹۵ دستگاهى را به راه انداختند که "سينماتوگراف" نام داشت. اين دستگاه پيچيده، عکسهاى متحرک را نشان مى داد. لومیر با چرخاندن دستک آن، عکسهاى متحرک را روى پردهاى سفيد به نمايش مىگذاشت. آنها پس از استقبال پاريسىها از سينماتوگراف، نمايندگانى به کشورهاى مختلف فرستادند تا مردم آن کشورها را با اين دستگاه آشنا کنند.
ورود سینما به ایران
این هنر در ایران بسیار سریع رشد کرد و با نام «چراغ جادو» مورد استقبال قرار گرفت. به طوری که سفر مظفرالدینشاه به فرنگ در سال ۱۳۱۸ هجری قمری موجب آشنایی وی با این صنعت شد و شاه را آنقدر مجذوب خود کرد که بلافاصله دستور داد "میرزا ابراهیمخان عکاسباشی" یک عدد از آن را بخرد.

این دستگاه که در آن زمان سینماتوگراف نامیده میشد خریداری شد و به دستور مظفرالدین شاه، میرزا ابراهیمخان عکاس باشی از مراسم کارناوال گٌل که در فرانسه برگزار شد، فیلمبرداری کرد. همین عمل باعث شد که نام وی را به عنوان اولین فیلمبردار ایرانی در تاریخ ثبت کنند. پس از آن فیلم هایی از زندگی زنان حرمسرا، خواجگان، مسافرت های شاه، شیرهای شاه در دوشانتپه و مراسم سینهزنی تهیه و در خانههای شاهزادگان به نمایش درآمد. سپس خود مظفرالدین شاه تصمیم به ساخت فیلم گرفت و اولین فیلم فارسی را از زندگی خواجه های درباری کارگردانی کرد.
در سال ۱۳۲۶ نخستین اعلان مربوط به سینما در جراید به چاپ رسید. البته مدتي قبل از اين تاريخ ميرزا ابراهيمخان عکاس باشي در خيابان چراغ گاز، سالني افتتاح کرده بود و فيلم هاي کمدي و خبري کوتاه نمايش ميداد.
از صدیقه محرابی بخوانید: یگانه شاعر ایران زمینميرزا ابراهيمخان عکاس باشي، اولین عکاس ایرانی
چند سال بعد با شروع انقلاب مشروطیت، بهرهگیری از هنر سینماتوگراف عمومی شد و مراکزی برای تماشای عمومی ایجاد شد. در سال ۱۳۲۶ نخستین اعلان مربوط به سینما در جراید به چاپ رسید.
البته مدتي قبل از اين تاريخ ميرزا ابراهيمخان عکاس باشي در خيابان چراغ گاز، سالني افتتاح کرده بود و فيلم هاي کمدي و خبري کوتاه نمايش ميداد.

وی مردي آزاديخواه بود و در سفرهايي که به اروپا داشت با کاربرد مردمي دستگاه سينماتوگراف آشنا شده بود. به ويژه آنکه با شروع انقلاب مشروطيت، کشور در تب و تاب افکار انقلابي ميسوخت و به خوبی ميدانست که اين صنعت جديد تا چه حد براي ترويج افکار و عقايد آزاديخواهي مؤثر است.
نمايش فيلم ها اکثرا در شب انجام ميشد و در سالن، انواع نوشیدنی ها به فروش ميرسيد اما عمر اين سالن يک ماه بيشتر دوام نیاورد؛ چرا که نمايش فيلم هايي چون "جنگ ترانسوال آفريقاي جنوبي" و سایر فيلم هاي خبري، دولت را بر آن داشت که ابراهيمخان را تبعيد و سالن را مصادره کند. در اين زمان سينما مورد استفاده دو قطب متضاد فکري در کشور بود. به طوري که تا قبل از استبداد صغير، انقلابيون مشروطه از اين صنعت نوپا براي بالا بردن آگاهي هاي جامعه استفاده ميکردند.
اولین قدم برای عمومی شدن سینما در ایران با احداث سالن های سینمایی آغاز شد. البته در ابتدا این سالن ها توسط اقلیت های دینی و افراد غیر ایرانی ایجاد شد. اولین فرد از این گروه که اقدام به بازگشایی سینما کرد "روسیخان" بود.
وی در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی پس از آگاهی از علاقه مردم به سینماتوگراف، یک دستگاه نمایش و پانزده حلقه فیلم ۶۰۰ الی ۸۰۰ میلیمتری از کمپانی "پاته" خریداری کرد و به نمایش فیلم های کمدی "در اندرون شاهی" و "خانههای اعیان و اشراف" پرداخت.

تنها کسی که توانست سینما را به معنی امروزی در ایران همگانی کند شخصی ارمنی به نام "آرداشس باتماگرایان" (معروف به اردشیرخان ارمنی) بود که در خیابان علاءالدوله سالن باز کرد و با پخش سریال های "تارزان" به محبوبیت رسید.از دیگر اقدامات وی، تفهیم فیلم های خارجی به ایرانیان بود، زیرا در آن زمان، مردم با زبان های خارجی آشنایی نداشتند و اردشیر خان از طریق یک مترجم به بیان صحنههای فیلم و ترجمه جملهها به صورت زیرنویس میپرداخت، همچنین با آوردن گروهی نوازنده که به نواختن موسیقی متناسب با صحنههای فیلم می پرداختند، قدمی مؤثر در مردمی شدن سینما برداشت.
"دختر لر" نخستین فیلم ناطق فارسی در سال ۱۳۱۲ خورشیدی توسط "اردشیر ایرانی" در بمبئی ساخته شد. این فیلم در بین مردم با نام "جعفر و گلنار" شناخته و به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شد.
از جمله سایر اقدامات وی ایجاد بوفه در سالن سینما بود که بر جذابیت سالن سینما و مفرح بودن آن می افزود. در آن زمان، بانوان اجازه ورود به سینماها را نداشتند ولی مدتی بعد امکان ایجاد سینماهای مختلط در اذهان سینماگران به وجود آمد. "علی وکیلی" که مدتی بود به نمایش فیلم در سالن گراند هتل میپرداخت به دلیل نپذیرفتن اذهان عمومی نسبت به این مسأله بار دیگر به ایجاد سینمای مخصوص بانوان دست زد. وی سالن مدرسه زرتشتیان (در خیابان نادری) را اجاره و سینمایی در آن تأسیس کرد تا بانوان بتوانند به سینما بروند و بدین منظور آگهی هایی در نشریات چاپ کرد و حتی گفت کسانی که نسخهای از این روزنامه را ارائه دهند میتوانند بدون خرید بلیت، فیلم را تماشا کنند اما این ترفندها جواب نداد و سالن های سینما همچنان خالی ماند.
اولین فیلم ناطق ایرانی
جالب است بدانید که"دختر لر" نخستین فیلم ناطق فارسی در سال ۱۳۱۲ خورشیدی توسط "اردشیر ایرانی" در بمبئی ساخته شد. این فیلم در بین مردم با نام "جعفر و گلنار" شناخته و به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شد.
موضوع فیلم در خصوص "گلنار"، دختر یک تاجر ثروتمند است که توسط راهزنان ربوده شده و مجبور به رقاصی در یک قهوهخانه در خوزستان میشود.
این فیلم در ۳۰ آبان سال ۱۳۱۲ اکران شد. اکران این فیلم موجب شکوفایی صنعت نوپای سینما در ایران شد. از جمله تناقضات موجود در فیلم، وجود لهجه غلیظ کرمانی "سامینژاد" بود که در تضاد با شخصیت وی در فیلم که وی را از قوم لر معرفی کرده بود، قرار داشت. این فیلم بسیار مورد استقبال قرار گرفت.
موضوع فیلم در خصوص "گلنار"، دختر یک تاجر ثروتمند است که توسط راهزنان ربوده شده و مجبور به رقاصی در یک قهوهخانه در خوزستان میشود. "جعفر" در این قهوه خانه با گلنار آشنا میشود. جعفر که مأمور دولت است، به گلنار علاقهمند شده و با کمک هم به شرارت های راهزنان خاتمه میدهند.
هر چند که در روزهای اخیر به علت شیوع ویروس کرونا، مخاطبان سینما کاهش یافته است و بیشتر افراد به شبکه نمایش خانگی و یا اکران مجازی روی آورده اند ولی هیچ کدام نتوانسته اند جای این پرده جادویی را بگیرند و سینما همچنان حرف اول را در دنیا می زند و با فیلمهایش می تازد و پیش می رود.
شماره بیست و پنجم پلاک ۵۲ منتشر شد



Comments