غزال رمان ایران
- Oct 5, 2020
- 4 min read
درباره غزاله علیزاده
زهرا طهماسبی نمینی
از جمله نویسندگانی كه هیچ گاه با زنانگی خود مبارزه نكرد، به کسی که با نوشتن می خواست بداند چرا می نویسد می توان به غزاله علیزاده اشاره کرد. غزاله علیزاده در بهمن ماه ۱۳۲۵ درمشهد چشم به هستی گشود و برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در رشتهی علوم سیاسی لیسانس گرفت و در پاریس – دانشگاه سوربن– در رشتههای فلسفه و سینما به تحصیل پرداخت. علیزاده از جمله زنانی بود كه در دهه ی چهل و پنجاه در قصه نویسی به اوج رسید و یكی از زنانی است كه در جریان قصه نویسی ایران آغازگر محسوب میشود.«سفر ناگذشتنی» نخستین مجموعه داستان او در سال ۱۳۵۶ به چاپ رسید و رمان «دومنظره» در سال ۱۳۶۳ و «چهارراه» ۱۳۷۳، «خانه ادریسیها» ۷۱-۱۳۷۰ و «شبهای تهران» از جمله آثار علیزاده به شماره میروند.
پرداخت استادانه، تصاویر بكر و توصیف هایی كه در خدمت فضا به ارتباط مخاطب با رمان كمك میكند از جمله خصوصیات رمان علیزاده محسوب میشود.
در رمانهای علیزاده سعی بر آن شده تا از حضور زن در كلیه وجود استفاده شود تا به راحتی در كلیه جنبهها؛ ضعف جسمانی – روحی و نقاط مثبت و ویرانگر اخلاقی او و ... نمایان شود.
احترام به زنانگی در آثار غزاله علیزاده
آفرینشهای علیزاده با زنانگی كامل او در تضاد نبود، بلكه سیر خطی یكسانی را طی میكرد. او از طبیعت سهم زنانهاش را در آثار منعكس میكرد. در رمانهای علیزاده سعی بر آن شده تا از حضور زن در كلیه وجود استفاده شود تا به راحتی در كلیه جنبهها؛ ضعف جسمانی – روحی و نقاط مثبت و ویرانگر اخلاقی او و ... نمایان شود.
زنان آثار او دستخوش دگرگونی میشوند و در مقابل تضادها و سنت با پیچیدگیهایی رو به رو میشوند. كه تصاویری از جامعه را ثبت میكنند، البته بنا به گفته فتحا... بینیاز- منتقد و نویسندهی معاصر- این تصاویر ارائه شده گاها با جامعهی اسلامی و زن در نگاه ایرانی هم سویی ندارد و تعداد اندك و انگشت شماری از زنهای آثار علیزاده با خصوصیت ساختن آدم و خانواده و... ظاهر میشوند.

خانه ادریسی ها
در داستان خانه ادریسیها، به قول محمد مختاری كه خانه ی زنان است روایتی از زنانی است كه از یك سو قربانی بودهاند و تسلیم میشوند و از سوی دیگر حكایت زنانی است كه رنج و عذاب را تحمل نمی كنند و شوریده می شوند. عشق در زنان آثار علیزاده همیشه از سوی زنان یك سویه بوده است و از آنجا كه عشق باعث شور و شعف میشود اما در پایان داستانها این عشق تبدیل به نفرت میشود و حاصلی جز سرخوردگی به بار نمیآورد.
در داستان خانه ادریسیها، به قول محمد مختاری كه خانه ی زنان است روایتی از زنانی است كه از یك سو قربانی بودهاند و تسلیم میشوند و از سوی دیگر حكایت زنانی است كه رنج و عذاب را تحمل نمی كنند و شوریده می شوند.
تنوع در شخصیت پردازی
در تمامی آثار علیزاده، تصاویر زنانی از هر قشر و هر طبقهی جامعه دیده میشود و این نمونههای كوچك اما جامع، زندگی است كه در هستی متن روایت میشود و این نگاه فمنیستی و روایت رفتاری زنانه توسط شخصیتهای رمان خواننده را با مولفی روبهرو میگرداند كه از زنانگی خود خجل نیست و هرچند با شرایط خوب یا بد، این زنانگی را میپرستد و راز موفقیت نویسندگیاش با نگاه منحصرش به زن و واقعی برخورد كردن او به پیرامونش سرشته است.
او نویسندهای آرمانگرا بود و هیچگاه به خاطر جلب مخاطب شعار نمیداد، در داستان «بعد از تابستان» توهم عشق دوران نوجوانی در ذهنیت و شخصیتهای اصلی داستان ادامه پیدا میكند اما لحظهای فرا میرسد كه این توهم به غبار بدل میشود.
علیزاده از بیان خاطرات تخریبآمیز و زندگی متزلزل زنان ابا نمیكند. او نویسندهای خشك و متعصب نیست كه از لحاظ روحی و اخلاقی ضعیف باشد و با واقعیات كنار نیاید. علیزاده از تصویر، تخیل و آرمانهایش بهره میجوید تا عشق، تربیت خانواده و فرزند، خیانت، ناكامی، هوس و ... را به تصویر بكشد.
او نویسندهای آرمانگرا بود و هیچگاه به خاطر جلب مخاطب شعار نمیداد، در داستان «بعد از تابستان» توهم عشق دوران نوجوانی در ذهنیت و شخصیتهای اصلی داستان ادامه پیدا میكند اما لحظهای فرا میرسد كه این توهم به غبار بدل میشود. او معتقد بود قواعد بازی را نمیداند در واقع همین گونه است، او هر آنچه كه میاندیشید را تبدیل به اثری میكرد كه آثاری درخور تامل هستند.
«هرگز قصد نداشتهام، پشت اثرم پنهان شوم. ما همه آرمانگراییم، اما آینه ادبیات، توهمات را برنمیتابد، شكنندگی و تحول طبایع را نشان میدهد.»
شاید هیچگاه كسی فكر نمیكرد نویسندهای آرمانگرا مثل غزاله علیزاده با این انرژی و شور بتواند روزی به فكر خودكشی بیفتد، تنها و بیخویشتن برای ساختن داستانی جاودان قلب ساده و روح بلندش را با آرامش بیحد در جنگلهای شمال به مرگ سوق دهد.
پایان سفر علیزاده
در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۵ او بار سفر بست و مسوولیت سنگین بودن را رها كرد و در بهت ناباوری به كام مرگ رفت و خویشتن خویش را از هستی ساقط كرد. هر چند كه هستی او همان هستی زنانه و اصالت وجودیاش در آثار ژرف و ماندگارش باقی است و این هستی تا ابد جاری خواهد بود؛ اما كاش در این ۲۷ اردیبهشت حضور داشت و از هستیاش در هستی ادبیات میدمید. یادش گرامی و خاطراتش سبز...




Comments