شعر بهتر است یا نثر؟
- Oct 7, 2020
- 2 min read
از پیله تا پرواز محمد مفتاحی
نظم و شعر. تکلیف نظم کاملا مشخص است. نظم همان نثر است که به قافیه و وزن مزین می شود و دست اندرکاران این فن کلاغ را جای قناری می فروشند؛ اما شعر از جنس دیگری است. امری که مولانا بر آن تأکید می ورزد.در حالی که حدود یک قرن است سپید سرایان و پیروان راستین یا ناراستین نیمایوشیج، دم از حذف وزن و قافیه در شعر میزنند، هنوز هم رباعی، غزل و دیگر قالبهای شعر کهن فارسی زندهاند و در برخی از آنها، از جمله غزل، هر از گاهی جریانهایی ساخته میشود، که لاف نوآوری میزنند. بارزترین، نه نخستین، آشوبگر شعر کهن فارسی مولوی است با این غزل مشهور:
رستم از این نفس و هوا زنده به لا مرده به لا
زنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خدا
رَستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل
مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا
قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر
پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا
ای خمشی مغز منی، پردهی آن نغز منی
کمتر فضل خمشی کش نبود خوف و رجا
بر ده ویران نبود عشر زمین کوچ و قلان
مست و خرابم مطلب در سخنم نقد و خطا
تا که خرابم نکند کی دهد آن گنج به من
تا که به سیلم ندهد کی کشدم بحر عطا
مرد سخن را چه خبر از خمشی همچو شکر
خشک چه داند چه بود ترلللا ترلللا
آینهام آینهام مرد مقالات نهام
دیده شود حال من ار چشم شود گوش شما

تئوریسین های شعر، از این دیدگاه مولانا الهام گرفته و شعر را به دو بخش کاملا متفاوت تقسیم کرده اند:
نظم و شعر. تکلیف نظم کاملا مشخص است. نظم همان نثر است که به قافیه و وزن مزین می شود و دست اندرکاران این فن کلاغ را جای قناری می فروشند؛ اما شعر از جنس دیگری است. امری که مولانا بر آن تأکید می ورزد.
پس از آن هر چه هست درباره ی ارزش و اعتبار شعر و شاعری و اهمیت تعهد و تقبیح شعر فروشی و در خدمت امیران بودن است
از سویی دیگر پیش او وی، شاعران طبق تعریف «شعر سخنی است موزون و مقفی... » تنها به داشتن وزن و قافیه اکتفا می کردند و به هیچ روی شعر را جور دیگری نمی دیدند.
در ضمن، از بین دو نوع کلام شناخته شده و مألوف؛ یعنی نظم و نثر، فضیلت نظم را بیشتر می دانستند. نظامی یکی از مهمترین شاعرانی است که به چنین اعتقادی پای می فشرد؛ تا آنجا که شصت و شش بیت از «مخزن الاسرار» خود را به «برتری سخن منظوم از منثور» اختصاص داده است. این بخش از کتاب مورد نظر چنین آغاز می شود:
چون که نسخته سخن سرسری
هست بر گوهریان گوهری
نکته نگه دار ببین چون بود
نکته که سنجیده و موزون بود
آیا سنجیده و موزون بودن می تواند شرط لازم و کافی باشد برای برتری سخن. آن هم شعر، که البته در آن روزگار نظم می نامیدند.
این دو بیت از وی در این بخش دربارهی فضیلت نظم ناتمام می ماند و پس از آن مهر سکوتی بر این مبحث زده می شود. پس از آن هر چه هست درباره ی ارزش و اعتبار شعر و شاعری و اهمیت تعهد و تقبیح شعر فروشی و در خدمت امیران بودن است. بحثی که به دلیل اهمیت فراواناش در شماره ی بعد مطرح می کنیم.




Comments